کتایونکتایون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

عشق کوچیک من دخترکم کتایون

82 حرفم با تو

سلام دخترکم +امروز دو ماهگیت تموم میشه و میری تو ماه سوم زندگیت روزای خوبی رو داشتیم خدا رو شکر دو ماهه که اومدی و شدی عزیز دل من و بابا زندگیمون رو شیرین کردی به شیرینی عسل   +سال پیش تو این روزا روزای پر استرسی رو میگذروندم روزایی که منتظر بودم بیایی و منتظر یه علامت بودم روزای سخت انتظار ولی امسال هستی و  جلوی چشمام داری رشد میکنی و بزرگتر و شیرین تر میشی خدایا شکرت   +دخترکم هر سری که از خواب بیدار میشه وقتی باهاش صحبت میکنم میخنده و دل منو آب میکنه   +یه روزایی بی قرار میشه و من و خودش رو اذیت میکنه ولی یه روزایی آرومه و خوش اخلاق   +این روزا تنها موندیم همه ی دورو بری هامون رفتن مشهد فقط ما خونه ایم   + دختر...
26 خرداد 1392

81 حرفم با تو

دخترکم عطر تن تو بهترین عطر دنیاست هیچ وقت از این عطر سیر نمیشم   +دخترکم این روزا با گوش درد مبارزه میکنه خیلی سخته وقتی که گوش درد میگیره فقط جیغ میکشه   +مامان بزرگ کتایون براش گوشواره خریده منتظرم گوش دردش خوب بشه تا گوشش رو سوراخ کنیم   +دخترکم این روزا خوش اخلاق شده هر سری که از خواب بیدار میشه میخنده عاشق این خنده هاتم خنده های شیرین بدون دندون   +خدایا شکرت   ...
14 خرداد 1392

80 حرفم با تو

سلام دخترکم   کتایونم یه ماهه شد هووووووووووووووووررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااا دخترکم تولد یه ماهگیت مبارک ببخش که دیر برات نوشتم دو روزه که حسابی خسته میشم و نمیتونم بیام برات بنویسم امروز روز سختی بود برای هر دومون دل درد داشتی شدید فقط گریه میکردی نمیدونستم تو رو آروم کنم یا به فکر شام باشم که البته قرار بود زیاد باشه تا برای نهار فردا هم بمونه چون صبح ها نمیتونم بپزم درگیر بودم چیکار کنم زنگ زدم به خاله زینب که بیاد کمکم کنه که گفت دارم می یام خدا خیرش بده خاله اومد تو رو نگه داشت بهت شربت دادیم و تو رو خوابوند منم رفتم دنبال کار هام خاله همین الان رفت تو از ساعت هفت خوابیدی و هنوزم خو...
29 ارديبهشت 1392

79 حرفم با تو

سلام دخترکم هووووووووووووووووووووووورااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دخترکم امروز خندید دخترکم امروز به من لبخند زد ودل من رو آب کرد قبل از این تو خواب میخندید ولی امروز دو بار به من نگاه کرده و خندیده ای کاش میشد لبخندش رو ثبت کنم مامان فدای اون لبخندت بشه     ...
24 ارديبهشت 1392

78 حرفم با تو

یه وقتایی زندگی تلخ میشه تلخ تر از زهر مثل روزای نبودن دخترکم یه وقتایی زندگی شیرین میشه شیرین تر از عسل مثل روزای بودن دخترکم مثل این روزهام روزهای شیرینم   +واقعا مادر شدن حس زیباییه خدایا شکرت بابت دادن این همه احساس ناب و زیبا   +دخترکم زندگی با تو وصف نا پذیر عاشق این روزام هستم دوست دارم عزیزم   +کتایونم در خواب شیرین  امروزدر۲۶روزگی ثبت شد   ...
21 ارديبهشت 1392

77 حرفم با تو

دخترکم این روزها به شیوه ی خودش شیطنت میکنه وقتی بغلش یکنم گردنش رو تااونجایی که میتونه صاف نگه میداره و دور وبرش رو نگاه میکنه وقتی که صدامومیشنوه به سمت صدای من برمیگرده مواقعی که بیداره یک سره دست و پا میزنه وباعث خنده ی من و باباییش میشه اینطوری که من میبینم دخترکم ،دختر پرانرژی وبازیگوشی میشه بعضی شبها نمیخوابه و باعث کم خوابی من میشه شاید طی شب ناراحت باشم و فقط آرزوی خواب بکنم ولی آفتاب که میزنه فراموش میکنم کم خوابی خودم رو دختر عموی دخترکم (بهار)حسودی میکنه و دنبال یه فرصت تا بلایی سرش بیاره البته حقم داره بالاخره بعددو سال عزیز دردونه ی ما بودن  یه نفر دیگه پیدا شده و باعث جلب توجه دیگران شده ترس از دست دادن محبت ما باعث...
20 ارديبهشت 1392

76 حرفم با تو

آرومم خوشحال آرامش این روزامو دوست دارم اینه دیگه هیچ غمی ندارم وقتی به چشمای دخترم نگاه میکنم همه ی شادی های دنیا توی دلم میشینه وقتی با تعجب زل میزنه به  من دلم میخواد قلبم رو بشکافم و دخترمو بزارم توی قلبم تا جاش امن باشه وقتی که از دل درد گریه میکنه دلم میخواد بمیرم ولی دخترکم اونطوری به خودش نپیچه و گریه کنه اون وقته که پا به پاش گریه میکنم چون هیچ کاری نمیتونم بکنم واقعا مادر شدن حس و حال زیباییه با اینکه خوابم کم شده و کارهام بیشتر شده ولی من خیلی وقته که منتظر این روزا بودم و عاشق این لحظه ها و روزام هستم خدایا خودت دخترمو در پناهت حفظ کن کتایونم ممنون که اومدی و شادی رو برام به ارمغان آوردی خدایا یه شکر تو از هزار...
13 ارديبهشت 1392

75 حرفم با تو

سلام دخترکم امروز روزه مادره و من اسال مادر شدم خدایا شکرت به خاطر همه ی حس های خوبی که با مادر شدن به من دادی به خاطر وجود فرشته ی نازم توی خونمون بچه داری و رسیدگی به بقیه ی کارهام سخته ولی من با جون و دل این کارها رو انجام میدم نمیگم که همیشه سرحالم یه وقتایی از خستگی زیاد گریه میکنم چون اون لحظه واقعا کم آوردم و نمیدونم چیکار کنم ولی با همه ی این شرایط خوشحالم   این عکس سیزده روزگیته فدای اون نگات بشم کتایونم دخترکم دوست دارم ...
11 ارديبهشت 1392