کتایونکتایون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

عشق کوچیک من دخترکم کتایون

100 حرفم با تو

سلام   +این روزا کتی خانوم ما قل میخوره از این سر خونه تا اون سر خونه   +عاشق خنده هاشم وقتی که فل میخوره و ذوق میکنه و میخنده   +هر چیزی میبینه بر میداره میکنه تو دهنش   +به خطر مصرف شربت سفیکسیم  به علت گوش درد   دخترکم اسهال گرفته و پشت بند اون سوختگی شدید پاهاش   +این روزا دخترکم سعی میکنه سینه خیز بره  جلو ولی هنوز  موفق نشده البته اگه پاهاش رو به دستای من تکیه بده و زور بزنه میره جلو   +جدیدا دستاش رو توی هم قفل میکنه به صورت دعا کردن و جلو عقب میکنه بین سینه و دهنش   +یه هفته ای میشه دخترکم علاوه بر شیر من فرنی هم میخوره   + این  روزای شیرینمو دوست دارم   + خدایا شکرت ...
13 مهر 1392

99 حرفم با تو

  سلام   +دخترکم از دیروز وقتی یه نفر میخواد بغلش کنه محکم از گردنم میگیره و سرش رو تو گردنم قایم میکنه تا بغل فردمورد نظر نره حتی باباییش   +از امروز یاد گرفته جیغ بکشه   +عاشق رقص و آهنگ شاد شده   +دخترکم این روزا حسابی شیرین شده   + خدایا شکرت ...
6 مهر 1392

98 حرفم با تو

  سلام   +این روزا دخملکم هر موقع که خودش دوست داشته باشه دمر میشه   +هر چیزی که میبینه رو دوست داره بگیره و بلافاصله بکنه تو دهنش   +کافیه من یه چیزی بخورم همچین نگاه میکنه و ملچ ملوچ میکنه خوردنی مذکور رو به من کوفت میکنه   +هفته ی دیگه شروع میکنم به دادن غذا به دخملی از فرنی شروع میکنم   +این ماه واکسن داره از الان نگران اون روزم   +منو به اسم شناخته و هر جا منو صدا میکنن دنبالم میگرده   +ددر رو شناخته کافیه چادر سر کنم بال بال میزنه   +صبح ها که بیدار مشه شروع میکنه به حرف زدن با خودش تا منم بیدار کنه وقتی بیدار میشم  و باهاش صحبت میکنم میخنده   +این روزا خیلی شیرینه خیلی   + خدایا شکرت        ...
2 مهر 1392

96 حرفم با تو

سلام هووووووووووووووووووووووووووووووووووووراااا دخملکم از دیروز غلت میزنه  کتایون از دیروز به سختی غلت میزنه و منو ذوق مرگ میکنه   عکس های جدید به زودی ثبت میشه
25 شهريور 1392

95 حرفم با تو

سلام دخترک ملوسم +این روزا با تکیه به جایی میتونی بشینی و  خودت تنها بدون تکیه به جایی در حدود یه دقیقه میتونی بشینی +دستای کوچولو و خوشگلت رو که میگیرم با هم تاتان تاتان میکنیم و تو با اون پاهای کوچولو و قدم های نازت  دل منو آب  میکنی و اون موقع است که بغلت میکنم و حسابی میچلونمت و میبوسمت تا بلکه کمی  دلم آروم بگیره +هفته پیش رفتیم عروسی و شما خانومی کردین و  گریه نکردین حسابی بهمون خوش گذشت +این روزا شیر خوردن شما فیلمی شده برای خودش یه ذره شیر میخورین بلند میشین دور و بر خودتون رو دید میزنین و  دوباره شیر میخورین و دوباره  دید زنی +طی روز خیلی کم میخوابی مثلا امروز فقط سه ساعت خوابیدی + خدایا شکرت ...
18 شهريور 1392

94حرفم با تو

+کتایونم این روزا تف تف بازی میکنه عاشق اینه که تف کنه دور و برش و صدا در بیاره با دهنش +کتی خانوم همچنان غلت نمیزنه و من همچنان منتظر اولین غلتم +عاشق این روزای شیرینم +حموم کردن کتایون یکی از تفریح های منه +خنده های دخترکم بیشتر شده و اطرافیان رو شناخته و کمتر غریبی میکنه ولی همچنان مامانیه +عاشق گردشه وقتی میبرمش بیرون باتعجب به همه جا نگاه میکنه +روزای خوبی رو سه نفری طی میکنیم خدایا شکرت ...
11 شهريور 1392

93 حرف با تو

سلام  هوررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااااا کتایونم ورود به ماه پنجم زندگی رو تبریک میم چهار ماه رو به خوبی در کنار هم طی کردیم به امید روزای شیرین +واکس چهار ماهگی رو هم زدیم خیلی سخت بود و اذیت شدیم ولی خدا رو شکر تموم شد +دخترم دومین روز پنج ماهگی توی خواب دمر شد کلی من رو ذوق زده کرد ...
29 مرداد 1392

92 حرفم با تو

سلام فردا میرم که واکسن چهار ماهگی کتایون رو بزنم امیدوارم که دخترکم زیاد اذیت نشه   +این روزا کتی حسابی منو خسته میکنه ولی یه خستگی شیرین   خدایا شکرت   کتایون متعجب از تاب بازی کتایون دمر شده     کتایون هنگام تعویض لباس     کتایون مواقعی که پیش مامانی میخوابه       دست کتی و مامانی     کتایون و اولین لاک    ...
26 مرداد 1392