کتایونکتایون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

عشق کوچیک من دخترکم کتایون

117حرفم با تو

هوووووووووووووووورااااااااااا  کتایونم یک ساله شد دخترکم شیرینکم خوشگلکم تولدت مبارک ایشا اله صد ساله شی +امروز تولددخترمه واکسنش رو هم امروز تزریق کردیم .خدا رو شکر تا الان تب نکرده  امیدوارم دیگه تب هم نکنه +تولد کتایون  خانوادگی برگزار شد وحسابی خوش گذشت   +امروز کتایون و امیر عباس حسابی ماشین بازی کردن رو ما رو خندوندن  خدایا شکرت   
27 فروردين 1393

116حرفم با تو

سلام   +کتی خانوم ما این روزا حسابی شیطنت میکنه   +این روزا خانوم خانوما به تنهایی دو سه قدم راه میره   +چند کلمه رو به زبون می یاره....مامان-تاب تاب- دردر-نی نی - کتا (کتایون)- بها (بهار)-   +عاشق عروسکاش شده   +تمام وقت منو به خودش اختصاص داده و وقت نمیکنم بیاو وبلاگش روآپ کنم   +چهارشنبه تولد کتایونه ولی امسال براش جشن تولد نمیگیرم یه تولد سه نفره   +یه هفته مونده به تولدش بردیمش اتلیه  عکساش رو می یام میزارم   +این روزا به صحبت های دکتر هولاکویی گوش میدم عالیه در مورد تربیت فرزند   +روزای شیرینم دوستون دارم   +امروز تولدمه و تا این لحظه هیچ کس بهم تبریک نگفته وقت یه نفر همراه اول هیچ کس تنها نیست.... تازه کادو هم...
23 فروردين 1393

115 حرفم با تو

سلام اینروزا کتایون وروجک میتونه برای چند لحظه تنها روی پاهاش وایسه کلی منو ذوق زده بکنه +دخترکم این روزا حسابی شیطنت میکنه و منو خسته +این روزا مشغول رنگ کردن خونه هستیم و حسابی درگیرم همه چی رو جمع کردیم اومدیم خونه ی مادرشوهر  این روزا حسابی خسته ام  +بیست روز مونده به عید خدا کنه کارامو زود تموم کنم  خدایا شکرت
10 اسفند 1392

114حرفم باتو

سلام دختركم ماه دهم رو هم با خوبي و خوشي تموم كرديم وارد يازدهمين ماه شديم تاب دختركم رو وصل كرديم و دختركم عاشق تاب بازي شده  اين روزا كتي خانوم ما با شنيدن هر ريتم و موزيك شاد شروع ميكنه به ني ناي ناي به اميد روزهاي شيرين خداياشكرت
28 بهمن 1392

113 حرفم با تو

سلام +این روزا کتایون نگو یه پا آتیش پاره دخترکم این روزا خیلی شیطون شده با این شیطنت ها گاهی منو خوشحال و گاهی عصبی میکنه یه وقتایی همچین آرومه و با اسباب بازی هاش بازی میکنه و کاری به کار من نداره ولی بعضی مواقع فقط گریه میکنه و دنبال من می یاد و نمیزاره هیچ کاری بکنم +این روزا کتی با خودش حسابی صحبت میکنه و دل من ضعف میره با هر صدا و حرکت دخترکم +کتایون هر شب به مدت نیم ساعت با باباییش لحاف بازی میکنه به این صورت که بابا میره زیر لحاف و کتی رو صدا میکنه و کتایون هم با سرعت هر چه تمام تر میره سمت لحاف و میره پیش باباییش +من و دخترکم هر روز با هم قایم موشک بازی میکنیم و حسابی خوش میگذرونیم +این روزام خیلی خیلی شی...
21 بهمن 1392

112حرفم با تو

سلام +کتی خانوم ما صاحب 5 تا دندونه کوچولو شده +این روزا کتایونم خیلی شیطنت میکنه یه لحظه یه جا بند نمیشه بعله همچین دختر شیطونی دارم من +اینترنتم قطع شده نمیتونم بیام نت ): +الانم خونه خاله ام هستم اومدم نت (: +خدایا شکرت
5 بهمن 1392

111 حرفم با تو

سلام   +کتی خانوم ما این روزا به راحتی از مبل ها میگیره و سر پا میشه و با کمک مبل ها چند قدم راه میره   +دخترکم داره روز به روز بزرگتر میشه و از روزهای گذشته فقط خاطرات شیرینش باقی میمونه   +خدایا شکرت به خاطر این شیرینی که به زندگیمون دادی بچه دار شدن شیرین ترین بخش زندگی مشترکه و خوشحالم که این شیرینی نصیب من و همسرم شده   +بعضی وقتها دلم میخواد انقدر کتی رو بچلونم تا صداش دربیاد تازگی ها هر وقت من الکی گریه کنم اونم با من گریه میکنه من بخندم اونم میخنده   +موقع خرابکاری که مچش رو میگیری همچین هول میکنه دلت میخواد درسته قورتش بدی   +کتایون عاشقه اینه که عکس های خودش رو تماشا کنه ناقلای من خودش روشناخته وهر جا که عکسش رو...
18 دی 1392

110 حرفم با تو

سلام +این روزا کتی خانوم ما با کمک مبل و بقیه چیزها سرپا وایمیسته +کتایونم ازروز پنج شنبه تب کرد بردیم دکتر تشخیص داد ویروسه از دخترکم آزمایش خون و ادرار گرفتن اون موقع که روی تخت خوابیده  بود  و جیغ میکشیدوهق هق میکرد میخواستم بمیرم و پاره ی تنمو اونطوری نبینم تا یه ساعت هم هق هق میکرد کتایونم دیروز روزسختی بود که به خیر وسلامتی گذشت فقط کتایونم خیلی اذیت شد خدایاخودت دخترکم رودرپناه خودت حفظ کن طاقت یه لحظه ناراحتیش رو ندارم  +انقده بدم می یاد از کسایی که به نظر مادر احترام نمیزارن و هرچیزی می یاد میدن دست بچه که چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مثلا ما مهربونیم آهاااااااااااااای آدمای مهربون کمی به نظر دیگران احترام بزارید و اجازه بدید ...
5 دی 1392

109 حرفم با تو

کتایونم هشت ماهگی روهم با هم طی کردیم و ورودت به نه ماهگی روتبریک میگم عزیزم +کتی خانوم ما این ماه سرما خورد شدیدوبعدازیه هفته خوب شد ولی  بعد از دو هفته سرفه های شدیدش شروع شد که بنا به گفته ی دکتر داروهاش  رو ادامه دادم وقتی بعد از چهار روزدیدم هیچ بهبودی حاصل نشد دوان دوان رفتم نزد دکتر و اونجا بود که فهمیدم بعله کتایون دچار حساسیت شده داروهاش تغییر کرد و ما دوان دوان برگشتیم خونه که به امید خدا با مصرف  این دارو ها خوب بشه وگرنه باید بریم سراغ اسپری و آمپول (خدایا خودت کمک کن کتی خوب شه و کار به اونجاه نکشه مرسی خدا جون) +به خاطر بیماری و مصرف دارو و نخوردن ویتامین ها کتایون این ماه نه وزنش زیاد شده نه قدش )): +دخترکم ...
28 آذر 1392