کتایونکتایون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

عشق کوچیک من دخترکم کتایون

39 حرفم با تو

شاید قانـــون دنیا همین باشد ......  تو صاحب آرزویـی باشـی کــه شیرینی تعبیرش برای دیگــریست ...   +واقعا چرا اینطوره؟؟؟ ...
10 مرداد 1391

38 حرفم با تو

امشب هم از اون شبایی که اومدی و تو فکرم جا خوش کردی دو ماه گذشت بدون هیچ نشانه و نتیجه ای فقط دو ماه فرصت دارم هنوز امید دارم ولی نگرانم دلم نمیخواد کار به جاهای باریک بکشه خسته ام از این همه انتظار خسته ام از این همه امیدی  که هر ماه تو چشمای مادرم میبینم ولـــــــــــــــــــــــــی هر ماه هم مایوسش میکنم خدایــــــــــــــــــــــــــــــــا کم آوردم واقعا کم آوردم خودت به دادم برس   +سریال ماه رمضون امسال هم در مورد بچه است چیزی که من میخوام بهش فکر نکنم ولی انگار نمیشه زوجی که بچه ی شش هفت ماهشون مرده به دنیا اومد و دیگه بچه دار نمیشن وقتی دختره رو میبینم که گریه میکنه و ناراحت باها...
8 مرداد 1391

36 حرفم با تو

کــــــــــــــــــاش می توانستم دلــــــــــــــــــــــــــــم را بــــــــــــــــه آرزویــــــــــــش  برسانـــــــــــم! کـــــــــــــــــــــــــــاش......   +میدونی که آرزوش چیه خداجون؟؟؟   ...
1 مرداد 1391

35 حرفم با تو

رهای عزیزم مادر شد امروز فهمیدم که خدا صدامون رو شنیده خدایا شکرت..... شکرت.....   +خیلی خوشحالم +رها تو یه مادر نمونه میشی +عزیز دل خاله منتظرم تا بیایی ...
31 تير 1391

34 حرفم با تو

آن ها که از دور نگاه میکنند میگویند تو چه کم داری؟هیچ وبا لبخندپوچی به نشانه ی تایید سررا تکان میدهم اما خود میدانم که هرگاه درون خود رامیکاوم به یک غم بزرگ میرسم.... وآن غم نبودن توست من درکنارهمه تورا کم دارم   ...
7 تير 1391

33حرفم با تو

  دلم خیلی گرفته.... یعنی این سری چی میشه؟؟؟؟ میخوام به این موضوع فکر نکنم ولی نمیشه نمیتونم..... +خدایا به امید خودت ...
4 تير 1391

32حرفم با تو

یه روزنه ی امید تو وجودم بود که شاید باشی ولی اونم کور شد.... نیستی به امید روزی که باشی و....   بعدا نوشت:دیروز یه داستان میخوندم "عشق چیز دیگریست" اسم شخصیت اصلی زن داستان "رها" بود رها مشکل قلبی داره وشکست عشقی خورده باید عمل بشه ولی اون فقط میخواست که عشقش اونو جراحی کنه تا اینکه عشقش رو با یه نفر دیگه میبینه و کاخ آرزوهاش ویران میشه عشقش با یکی دیگه ازدواج کرده بود و بچه دار شده بود یه دختر "یلدا" رها عاشق یلدا میشه و بعد اون تصمیم میگیره که ازدواج کنه با هر کسی که باشه فقط به یک دلیل میخواد بچه دار شه اونم یه دختر بعد طلاق به خاطر "یلدا" و....  داستان قشنگی بود یه جاهایی از داستان به رها حسودی کردم...یه...
30 خرداد 1391

31 حرفم با تو

  نبودی؟ این سری هم نیومدی آخه چــــــــــــــــــــــــــــــــــرا دلم خیلی گرفت خـدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا همچنان منتظرم یعنی ماه بعد چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   بعدا نوشت:کاش وقتی گریه میکنم کسی منو سرزنش نکنه نگه که ناشکری نکن ....خدا صلاح نمیدونه که بده ای کاش کمی منو درک میکردن فقط یه درصد اینکه اگه گریه میکنم به خاطر نا شکری نیست به خاطر اینه که اگه گریه نکنم دق میکنم برای اینکه احساس خفگی میکنم و با گریه آروم میشم برای اینکه یه ماه فکر میکنی که مادر شدی وقتی با یه واقعیت تلخ روبرو میشی و میبینی نیست تمام آرزوهات فرو می پاشه اون وقته که گریه میکنی نمیدونم چرا مردها درک نمیکنن خی...
27 خرداد 1391