کتایونکتایون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

عشق کوچیک من دخترکم کتایون

12 حرفم

خدايـــا ايـن روزهــا حرفهـــايم بوي ناشـــکري مي دهنــد ... امـــا تـــو... بـه حســـاب تنهـــايي و درد دل بگـــذار ...
24 ارديبهشت 1391

11 حرفم با تو

چگونه می شوداز خدا گرفت چیزی را که نمیـدهد ؟؟ می گویند قسمت نیست، حکمت است... من قسمت و حکمت نمی فهمم... تو خدایی ... طاقت را می فهمی... مگر نه ؟! ...
24 ارديبهشت 1391

9حرفم با تو

جمله ی قشنگی رو جایی خوندم  برای تو هم مینویسم عزیز دلم خدا هميــن جاست! در پس ِ احساست... انگشت ِ اشتياقتـ را بالا ببــر... لمس اش ميکنے .. ...
23 ارديبهشت 1391

7 حرفم با تو

عزیز دل مامان چقدر دوست دارم بیایی آرام و بهار بزرگ شدن چهار دست و پا راه رفتن ،نیومدی دندون در آوردن ،نیومدی راه افتادن، نیومدی حرف میزنن،نیومدی پس کی می یایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا منی که عاشق بچه هستم باید این لحظه های سخت انتظار رو تجربه کنم؟؟؟ چرا من باید مشکل داشته باشم؟؟؟ چه شبهایی که برای نبود تو گریه کردم چه شبهایی که با به یاد آوری آرام و بهار گریه کردم الانم دارم گریه میکنم خدایا تو رو قسم میدم به این شب عزیز شب میلاد بانوی دو عالمه بهترین مادر دنیا منم به آرزوم برسون باور کن دیگه کم آوردم پنج سال تو حسرت داشتن، سوختم یک سال هم انتظار... به نظرت برای من کافی نیست؟؟؟ من محتاج ...
22 ارديبهشت 1391

6 حرفم با تو

یکی از سخت ترین کارهای دنیا این است کـه برای دیگری توضیح بدهـی دقیقاً چــه مرگت است...‬ ...
22 ارديبهشت 1391

5 حرفم با تو

  عزیزم فقط سه روز دیگه مونده اینکه تو اومدی پیشم یانه؟ نمیدونم ولی خسته شدم یک سال انتظار یک سالی که هر ماه منتظر یه تغییری تو وجودم بودم ولی هر ماه مایوس و افسرده این ماه یعنی چی میشه؟ خدایــــــــــــــــــــــــــــــا ....!!! ...
22 ارديبهشت 1391