60 حرفم با تو
الان که داشتم نماز میخوندم با هر آیه ای که من میخوندم تو هم لگد میزدی و منو همراهی میکردی
تو هم به نوبه ی خودت داشتی با خدا راز و نیاز میکردی
امروز نشسته بودم داشتم میوه میخوردم که تو شروع کردی به شیطنت
با خودم فکر کردم این همه دنبال معجزه میگردیم
معجزه الان داره تو بدن من اتفاق می افته
تو خود معجزه ای
تو یکی از بارزترین نشانه هایی خدایی
اینکه زنده ای به هر چیزی عکس العمل نشون میدی وابراز وجود میکنی
اینها همش معجزه ی خداست اونوقت ماها همیشه دنبال معجزه بودیم و هستیم
خدایا ازت ممنونم که این معجزه رو به من نشون دادی
حس نابیه اینکه هر وقت تو تکون میخوری و به من یاد آوری میکنی که داری از وجود من تغذیه میکنی
تا بزرگ بشی تا تو هم یه انسان کامل بشی
باورش خیلی سخته
خیلی سخت وهیجان انگیز
خدایا چرا ما با این همه نشونه ای که میبینیم باز هم دنبال یه نشونه دیگه میگردیم برای اثبات وجودت
واقعا نمیدونم حسی رو که الان دارم رو چطوری بنویسم
من دارم مادر میشم و باورش هنوز برام سخته
یه موجود زنده تو بطن من داره رشد میکنه
یه انسان
یه انسانی که روز به روز داره بزرگتر و کامل تر میشه
معجزه ی زندگی من
معجزه ای که دارم لحظه به لحظه اش رو زندگی میکنم
خدایا یک شکر تو از هزار نتوانم گفت
خدایا کمکم کن که همیشه بنده ی خوبی باشم
خدایا کمکم کن که تا آخرش با دخترم باشم


60 حرفم با تو
