خبر خوش
سلام
دیروز یه خبر خوش شنیدم یکی از آشناهامون که مدتهاست منتظر مامان شدن بود
دو خط قرمز خوشرنگ رو دیدهو یه فرشته کوچولو تو دلش لونه کرده
امیدوارم که فرشته ی عزیزش به سلامتی بیاد بغلش
من هنوز منتظرم و هر ماه رو با انتظار دارم میگذرونم و معمولا روزای آخر دوره ام سخت تر میگذره
نمیدونم کی می یایی
فقط بدون که بی صبرانه منتظرتم
دیروز یاد داشت های بارداری اولم رو میخوندم با خوندنشون دلتنگتر از قبل شدم
این ماه دارو مصرف میکنم اینجا مینویسم که فراموش نکنم قرص لتروزول از شب سوم دوره تا شی هفتم دوره شبی دوتا بعدش قرص دگزامتازون از شب نهم تا چهاردهم میخورم شبی یکی و روز دوازده دوره ام هم میرم سونو گرافی و بعدش آمپول HCGرو تزریق میکنم
امیدوارم زودتر راه خونه رو پیدا کنی فرشته ی عزیزم
اینو بدون که مامان بی صبرانه منتظرته و روزای سخت انتظار رو میگذرونه زودی بیا و منو به آرامش برسون
دلتنگی سخته و من سخت دلتنگ روزای شیرین بارداری هستم
دلتنگ لگد زدن دلتنگ اون شکم گرد و قلمبه دلتنگ یه فرشته


خبر خوش
