56حرفم با تو
آره بالاخره فهمیدم که دخملی
خوشحالم خیلی خوشحال
الان تو هفته ی نوزدهم هستیم دقیق تر بگم ۱۸ هفته و ۲ روز
این روزا حرکات ضعیف تو رو حس میکنم
روزی یه بار لگد میزنی تا بگی که هستی
و با همون یه بار منو غرق لذت میکنی
اینکه تا چند وقت دیگه تو بغلم هستی
منو هیجان زده میکنی
یعنی چه شکلی هستی؟؟؟
میدونی این روزا منتظرم تا زودتر قوی بشی و حرکاتت هم قویتر بشه تا بابایی هم بتونه حس کنه
وقتی بهش میگم دخملمون لگد زد میخنده
ولی ته دلم ناراحتم که فقط من میتونم حس کنم بودنت رو
زودتر قوی شو تا بابایی هم با حرکات تو لذت ببره
سر اسم تو با بابایی اختلاف نظر داریم ولی من سعی میکنم آخر سر
حرف خودمو به کرسی بنشونم
دلم میخواد اسمت رو بزارم ایلگار
یه اسم آذری به معنای عهد و پیمان
ولی بعضی ها میگن معنیش برف اول سال
دعا کن که موفق بشم و من اسمت رو انتخاب کنم
راستی سرویس چوبت رو سفارش دادیم
پنج شنبه می یارن خونمون خیلی نازه
مامان جون دیگه کم کم شروع کرده به خرید سیسمونی
همه از اومدن تو خوشحالیم
میدونستی تو اولین نوه دختر هستی بین نوه های مامان جون
خاله هاجر دو تا پسر داره
دایی حجت هم که بچش پسره
فقط تویی که دخملی فدات شم
بین نوه ها تکی این رو بهت قول میدم
بهترین ها رو برات آرزو دارم امیدوارم که بتونم برات مادر خوبی باشم
فعلا بابای عزیزم


56حرفم با تو
