من اومدم
سلام
دوباره اومدم به خونه ی قدیمیم
از وقتی رفتم دیگه نتونستم بنویسم
دلم تنگه اینجا بود
و امروز با خوندن گذشته فهمیدم که اینجا نوشتن چه قدر خوب بوده و اومدم که بنویسم مثل قدیم
از دخترک شیرینم و انتظار دوباره ام برای فرشته ای دیگر
دخترکم الان دو سالو یازده ماهه است
شیرین و شیطون
نمیدونم از کجا بگم ولی دخترکم الان خانومی شده برای خودش
البته هنوز سرتق بازی و لجاجت داره ولی در کل بزرگ شده به همون زودی که گذشت
و از چند روز پیش منتظرم برای فرشته ی دومی که نمیدونم کی پا تو دل من میزاره و میشه عزیز دلم
این روزا دلتنگ اون نه ماه هستم اون نه ماه شیرینم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


من اومدم
