108 حرفم با تو
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بالاخره کتی خانوم ما چهاردست وپا رو یاد گرفت
و آروم آروم راه میره ولی هر وقت که عجله داره میره روی سینه خیز راه رفتن
و باعث خنده ی من میشه
+ما شنبه ۱۶ آذر کرج رو به مقصد مشهد ترک کردیم
برای ادای نذر
مشهد خیلی خوش گذشت
عالی بود
هوا خوب
کتایون خوش اخلاق
همه چی خوب بود
+قبل سفر کتی خانوم ما سرما خورد و اولین سرما خوردگی رو تجربه کردیم
چه تجربه ی تلخی
مشهد حالش رو به بهبود بود
ولی از وقتی برگشتیم سرفه های شدیدی میکنه
که گویا پروسه این سرماخوردگی همینه
یه هفته بیماری استراحت دوباره بیماری
خلاصه وقتی کتی سرفه میکنه انگار یکی به دلم چنگ میزنه
خدایا دخترکم رو در پناه خودت حفظ کن
+کتی ازامروز میگه بابا
حالا نمیدونم معنیش رو هم درک میکنه یا همین طوری میگه
+دخترکم هنوز هم بوی بهشت میده
+کتایونم شیرین تر شده و دل من و باباش رو میبره با
شیرین کاری هاش
+خدایا خانواده ی کوچک ما رو در پناه خودت حفظ کن
خدایا شکرت
+






108 حرفم با تو
