کتایونکتایون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

عشق کوچیک من دخترکم کتایون

26 حرفم با تو

سوزنم شعاع خورشيد و نَخَم رشته ي بارون از حرير صبح روشن مي دوزم پيرهن الوون واسه تو بچه ي شيطون لالالالا لالالالا پيشونيت آينه ي روشن دوتا چشمات،دو تا شمعدون مثه مهتاب توي ايوون ديگه چشمات و بخوابون لالالالا لالالالا ...
19 خرداد 1391

25 حرفم با تو

مــی دانـــی اگـــر هنوز هم تو را آرزو می کنم برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !! شــایـــــد آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم ... ...
18 خرداد 1391

24 حرفم با تو

خسته ام !!! خسته ام از نبودنت خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که بی تو میگذرد   ...
13 خرداد 1391

23 حرفم با تو

چقدر دوست دارم با کودک نداشته ام حرف بزنم... به او بگویم که دلم برایش تنگ شده است... چقدر این روزها نیازمند دستان کوچک و نرمش هستم... لبخند شیرینش که شادی را به قلبم بیاورد.. اینجا از حضور تو خالی ست عروسکم...   +آرزوی روزی رو دارم که تو باشی و حضورت رو حس کنم .....به امید اون روز ...
9 خرداد 1391

22 حرفم باتو

واقعا به وجودت احتیاج دارم یعنی چی میشه؟ میدونم که هستی... نمیدونم حالم خوب نیست چیکار کنم خدایـــــــــــــــــــــــــــــــا؟   بعدا نوشت: روزگارا که چنین سخت به من میگیری با خبر باش که پژمردن من آسان نیست ...
8 خرداد 1391

21 حرفم با تو

امشب شب آرزوهاست خدایــــــــــــــــــــــــــــــا آرزوی منو میدونی مگه نه؟   بعدا نوشت:دیشب یه خبری شنیدم هنوز قطعی نشده ولی انگار من عمه شدم خوشحالم.... خدایــــــــــــــــــــــــــــــــا ممنون که داداش و زنداداشم رو خوشحالشون کردی و بی هیچ دردسری بهشون فرشته دادی میشه منم به آرزوم برسونی فکر اینکه اگه منم باردارشم و با زنداداشم با هم باشیم هیجان زده ام میکنه تو میتونی اگه بخواهی پس اگه صلاحه اینکارو برام بکن.... دوست دارم خداجونم ...
5 خرداد 1391

پست ثابت

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است ترجمه آهنگی که در وبلاگم در حال پخش میباشد برو ادامه مطلب ...
3 خرداد 1391