کتایونکتایون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

عشق کوچیک من دخترکم کتایون

96 حرفم با تو

سلام هووووووووووووووووووووووووووووووووووووراااا دخملکم از دیروز غلت میزنه  کتایون از دیروز به سختی غلت میزنه و منو ذوق مرگ میکنه   عکس های جدید به زودی ثبت میشه
25 شهريور 1392

95 حرفم با تو

سلام دخترک ملوسم +این روزا با تکیه به جایی میتونی بشینی و  خودت تنها بدون تکیه به جایی در حدود یه دقیقه میتونی بشینی +دستای کوچولو و خوشگلت رو که میگیرم با هم تاتان تاتان میکنیم و تو با اون پاهای کوچولو و قدم های نازت  دل منو آب  میکنی و اون موقع است که بغلت میکنم و حسابی میچلونمت و میبوسمت تا بلکه کمی  دلم آروم بگیره +هفته پیش رفتیم عروسی و شما خانومی کردین و  گریه نکردین حسابی بهمون خوش گذشت +این روزا شیر خوردن شما فیلمی شده برای خودش یه ذره شیر میخورین بلند میشین دور و بر خودتون رو دید میزنین و  دوباره شیر میخورین و دوباره  دید زنی +طی روز خیلی کم میخوابی مثلا امروز فقط سه ساعت خوابیدی + خدایا شکرت ...
18 شهريور 1392

94حرفم با تو

+کتایونم این روزا تف تف بازی میکنه عاشق اینه که تف کنه دور و برش و صدا در بیاره با دهنش +کتی خانوم همچنان غلت نمیزنه و من همچنان منتظر اولین غلتم +عاشق این روزای شیرینم +حموم کردن کتایون یکی از تفریح های منه +خنده های دخترکم بیشتر شده و اطرافیان رو شناخته و کمتر غریبی میکنه ولی همچنان مامانیه +عاشق گردشه وقتی میبرمش بیرون باتعجب به همه جا نگاه میکنه +روزای خوبی رو سه نفری طی میکنیم خدایا شکرت ...
11 شهريور 1392

93 حرف با تو

سلام  هوررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااااا کتایونم ورود به ماه پنجم زندگی رو تبریک میم چهار ماه رو به خوبی در کنار هم طی کردیم به امید روزای شیرین +واکس چهار ماهگی رو هم زدیم خیلی سخت بود و اذیت شدیم ولی خدا رو شکر تموم شد +دخترم دومین روز پنج ماهگی توی خواب دمر شد کلی من رو ذوق زده کرد ...
29 مرداد 1392

92 حرفم با تو

سلام فردا میرم که واکسن چهار ماهگی کتایون رو بزنم امیدوارم که دخترکم زیاد اذیت نشه   +این روزا کتی حسابی منو خسته میکنه ولی یه خستگی شیرین   خدایا شکرت   کتایون متعجب از تاب بازی کتایون دمر شده     کتایون هنگام تعویض لباس     کتایون مواقعی که پیش مامانی میخوابه       دست کتی و مامانی     کتایون و اولین لاک    ...
26 مرداد 1392

91 حرفم با تو

سلام کتایونم    +این روزا تو خانوم خانوما  خنده های بی صدات داره تبدیل به قهقه میشه و این باعث خوشحالی منه   +امروز وقتی که با هم روی تخت دراز کشیده بودیم توهی دستت رو میبردی سمت چشمم و میخواستی بگیریش ولی نمیتونستی   +این روزا میتونی دندون گیر یا عروسک مچیت رو دستت بگیری و بازی کنی   +وقتی دمر میخوابونمت گردنت رو صاف میکنی و می یاری بالا  دور و برت رو نگاه میکنی   +با خودت حرف میزنی و جیغ میکشی که باعث خنده ی من و بابایی میشی   +گردنت رو از روی بالشت بلند میکنی و میگی بلندم کنین و من از دستات میگیرم تو بلند میشی   +غلت میزنی  و داری تلاش میکنی که دمر بشی مواقعی که تمام تمرکزت روی دمر شدنه دلم ضعف میره برای اون همه ت...
20 مرداد 1392

90 حرفم با تو

دخترکم ، بوی بهشت میدهد +امروز دخترم وقتی روی پام خوابیده بود سرشو بلند میکرد  کلی ذوق کردم با این حرکتش    +دخترکم این روزا یه وری میخوابه و سرشو برمیگردونه به سمت عقب و سینه اش رو قوس میکنه کم کم داره آماده میشه برای دمر شدن    +کتایونم توهمه ی زدگی من هستی شیرینم دوست دارم
13 مرداد 1392

89 حرفم با تو

سلام +دخترکم امروز برای اولین بار در ساعت ۱۶:۴۵ قهقه زد و دل منو آب کرد امروز دوبار خندیده و منو غرق خوشی کرده   +دخترکم امروز برای اولین بار شیشه شیر رو خودش دستش گرفته بود ولی بلد نبود ببره سمت دهنش هر جایی میبرد به جز مقصد   +۲۴ تیر ماه برای اولین بار کتایون رو بردم حموم خیلی خوش گذشت توی حموم فقط سرش رو شستنی گریه کرد بعد از اینکه حمام تموم شد و لباس هاش رو پوشوندم تازه ترس برم داشته بود اینکه من چیکار کردم اگه اتفاقی می افتاد چیکار میکردم ؟ خلاصه تا یه ربع رفته بودم رو ویبره از ترس اتفاقی که پیش نیامده بود   +زندگی این روزا شیرینه شیرین تر از عسل   خدایا شکرت ...
9 مرداد 1392

88 حرفم با تو

سلام هوووووووووووووووووووووووووووووووورا دخترکم وارد چهارمین ماه زندگیش شد کتایونم مبارکت باشه عزیزم سه ماه رو طی کردیم  در کنار هم خدایا شکرت +سه شنبه ۲۵تیر دخترکم رو طی تماسی که از بیمارستان با ما گرفتند  بردیم بیمارستان نجمیه برای معاینه ی قلب خدا رو شکر مشکلی نبود   +دخترکم از دیروز با ضربه زدن از طریق زبونش به سقف دهنش صدا ایجاد میکنه اون موقع است که دلم میخواد دخترکم رو بخورم وقتی بی توجه به همه جا سر و صدا میکنه   +مواقعی که پوشکش  رو باز میکنم و چند دقیقه ای بدون پوشک میمونه میچرخه به یه طرف و دستش رو مالاچ ملوچ میخوره اون موقع است که دلم ضعف میره برای دخترکم       ...
29 تير 1392

87 حرفم با تو

  +این روزا خوبیم و خوش خدا رو شکر   دخترکم بدجور به من وابسته شده وهمه ی اطرافیان من رو نصیحت میکنن که نزار همچین بشه میشه به من بگین چطوری میشه وقتی که بچه از صبح تا شب پیشه خودمه به من وابسته نشه؟ چطوری وقتی دخترکم گریه میکنه من بغلش نکنم و آرومش نکنم   +لالایی که برای دخترکم میخونم اینه: گنجشک لالا ،سنجاب لالا،آمد دوباره مهتاب بالا لالالالایی لالا  لالایی لالالالایی لالا لالایی گل زود خوابید،مثل همیشه قورباغه ساکت ،خوابیده بیشه لالالالایی لالا  لالایی لالالالایی لالا لالایی جنگل لالا ،برکه لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا شب بر همه خوش تا صبح فردا لالالالایی لالا  لالایی لالالالایی لالا لالایی   +وقتی که میخوام دختر...
23 تير 1392