106 حرفم با تو
سلام این روزا به این فکر میکنم که چقدر زود هفت ماه گذشت و دخترکم وارد هشت ماهگی شد ومن هر روز شاهد بزرگ شدن گل زندگیم هستم گلی که خیلی منتظر اومدنش بودم و با اومدنش شادی رو برام به ارمغان آورد . +این روزا کتی مامان خودش به تنهایی می شینه و هر وقت که دلش خواست دمر میشه و سینه خیز میره +دخترکم خیلی شیطون شده +دندون های دخملی با هر خنده مشخصه و من با دیدشون دلم ضعف میره +خنده های شاد دخملی پر از انرژیه برای من و باباییش +کتایونم این روزا تلاشمیکنه برای چهار دستو پا رفتن ولی هنوز موفق نشده +دو روزه که کتایون یاد گرفته با روروئکش راه بره البته برای راه رفتن میپره و تا یه ذره روروئک بره جلو بعله کتی خانوم ما راننده ش...
نویسنده :
یه مادر
11:43


